ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

75

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) او را در بيت المال نهاد . [ 1 ] واقدى مىگويد : چون اين موضوع را براى ابن ابى ذئب گفتم ، گفت : يزيد بن ابى حبيب از سعيد بن مسيب براى من نقل كرد كه سالم سائبه [ 2 ] بود . بدين جهت وصيت كرد يك سوم از اموالش را در راه خدا بدهند و يك سوم ديگر را صرف آزادى بردگان كنند و يك سوم آن را به دوستانش بپردازند . عارم بن فضل از حماد بن زيد ، از ايوب ، از محمد نقل مىكند * سالم مولاى ابو حذيفه را زنى از انصار به طريق سائبة آزاد كرد و گفت در ولاى هر كس كه مىخواهى درآى و او خود را به ولاى ابو حذيفه در آورد و به خانهء او مىرفت . همسر ابو حذيفه از رسول خدا پرسيد كه آيا او محرم است يا نه ؟ پيامبر فرمود : اين موضوع را از چهرهء ابو حذيفه دانستم حالا هم او را شير بده . گفتم : او بزرگ است و ريش او در آمده است فرمود : مىدانم ، گويد : سالم در جنگ يمامه كشته شد و ميراث او را به همان زن كه آزادش كرده بود دادند . فضل بن دكين مىگويد معقل بن عبيد الله ، از ابن ابى مليكه ، از قاسم بن محمد نقل مىكند * سهلة دختر سهيل بن عمرو كه همسر ابو حذيفة بود به حضور رسول خدا ( ص ) آمد و گفت : سالم در ولاى ابو حذيفة است و به حد بلوغ رسيده آيا به من محرم است . فرمود : از شير خود به او بياشام و چون او را شير دهى بر تو محرم مىشود ، همچنان كه اشخاص نسبى محرم مىشوند . واقدى از معمر ، از زهرى ، از ابو عبيدة بن عبد الله بن زمعه بن اسود ، از مادرش از قول ام سلمه نقل مىكند كه مىگفته است * اين گونه شير دادن و رضاع مخصوص سالم بوده و اجازه‌اى است كه پيامبر ( ص ) فقط در مورد او داده‌اند و همسران پيامبر ( ص ) هرگز به آن عمل نكرده‌اند . همچنين واقدى از معمر ، از زهرى ، از عروة ، از عايشه نقل مىكند كه مىگفته است

--> [ 1 ] . با توجه به مسائل رضاع نمىتوان اين گونه روايات را بدون بررسى و اظهار نظر مجتهدان ملاك قضاوت قرار داد . - م . [ 2 ] . ظاهرا منظور از سائبه اين است كه چون برده‌اى را آزاد مىكرده‌اند ، آزاد كننده در مواردى خود را از ميراث او بى انباز مىدانسته است و آن حق را از خود سلب مىكرده و چنين آزاد شده‌اى را سائبه مىناميده‌اند ، در مختصر نافع حلى و معتقد الاماميه اين اصطلاح را نديدم ولى ابن اثير در نهاية ، ج 2 ، چاپ مصر ، ص 431 همين مطلب را آورده است . - م .